اسلام ناب--توحید کلمه

مبارزه، علم است(سخن کلیدی رهبری در دیدار خصوصی با دست اندرکاران خبرگزاری ایرنا در سال 73)

اسلام ناب--توحید کلمه

مبارزه، علم است(سخن کلیدی رهبری در دیدار خصوصی با دست اندرکاران خبرگزاری ایرنا در سال 73)

اسلام ناب--توحید کلمه
با سلام
کومونیست ها حرفهای بی ربط زیاد دارند،‌اما این یک جمله شان حرف درستی است که می گفتند:"مبارزه علم است." یعنی اول باید دوست و دشمن را درست شناخت، جبهه آنها را از هم تفکیک کرد،‌سپس مبارزه را آغاز کرد.(کلیدی ترین جمله رهبری در دیدار خصوصی با دست اندر کاران خبرگزاری جمهوری اسلامی در سال 73)
برای تشریح جمله بالا که رهبری عزیز از کومونیست ها آن را نقل کرده و همچنین جهت تعریف فلسفه وجودی این وبلاگ اشاره می کنم به گفتار زیر از معظم له در سال 88:
اگر بصیرت نداشته باشید، دوست را نشناسید، دشمن را نشناسید، یک وقت می بینید که آتش توپخانه تبلیغات شما و گفت و شنود شما و عمل شما، به طرف یک قسمتی است که آنجا، دوستان مجتمع اند نه دشمنان
***
و اما درباره محتویات این وبلاگ و مقالات و مطالب آن باید این نکته را متذکر شوم کلیه مطالبی که در این سایت مشاهده می کنید قالبا با ذکر منابعی همراه شده اما اساس و شالوده همه شان مبتنی بر برداشت های شخصی و تحلیلهای شخصی خود این حقیر می باشد. و لذا باید عنایت داشته باشید مطالب و مقالات نگارش شده در این فضا، ابداً و اصلا به صورت کپی-پیست از سایت ها و کتب مختلف نیست و ذکر منبع در ذیل مطالب این وبلاگ برای این است تا بدانید جرقه نوشتن مقالات مذکور از کجا در ذهن این حقیر زده شده است، فقط همین!!!
شادی روح شهدا، امام شهدا، صلوات....
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۱۲ دی ۹۸، ۱۷:۵۷ - امید شمس آذر
    احسنت!
۱۲ خرداد ۹۸ ، ۰۱:۱۷

دُرِّ استاد (9)

آنچه در ادامه می آید ،کلیدی ترین نکات کتاب «توسعه، تمدن، تفکر»، اثر «رضا داوری اردکانی» می باشد که توسط صاحب وبلاگ مشهود، تلخیص گردیده اند:

* تغییرات در علوم انسانی وابزار غربی و پیاده سازی آن در جامعه مطلوب است اما به شرطی که بدانیم که در چه نسبتی با تمدن غرب و در چه مرحله از ظهور یک تمدن نوین هستیم.

* امروزه تاسیسات اجتماعی ، سیاسی و ... نیز همپا و به تعبیری از جنس تکنولوژی شده اند چرا که هر تغییری در تکنولوژی ملازم با تغییر در تاسیسات مذکور شده است.

* تمدن (اعم از تمدن غرب یا هر تمدن دیگری) اجراِ منفک از هم نیست که با پذیرش و پیاده سازی بخشی از این اجزا و کنار گذاشتن بخشی دیگر بتوانیم با تمدنی که داریم از آن تقلید یا پیروی می کنیم، همانندی کنیم و دقیقاً عین آن بشویم.

* تزلزل در بنیان خانواده در غرب قبل از رنسانس یعنی عصر رفورم و تحول دینی نیز شروع شده بود. کاری که رنسانس کرد تسریع در این تزلزل بود.

* خانواده یکی از مظاهر فرهنگ هر دوره است و اگر چنانچه در آن تغییری حاصل شود نشان از تغییر فرهنگ است.

* غرب امروز ابدا اصراری به درک حقایق ما وراء ظواهر عالم ندارد و در واقع در عالم پندار و وهم و گمان، دچار ایستایی شده است.

* این بشرمداری جزو ذات همه فلسفه ها و ایدئولوژی های غرب شده ، چیزی که هیچ گاه در هیچ تمدنی، حدااقل به این شدت وجود نداشته است.

* قوانین علمی در وره جدید منحصر به قوانین طبیعی است و این مفهوم از قانون با مفهوم قانون در قدیم (ناموس) که ریشه و پایه دین داشته کاملا تفاوت دارد. متاسفانه عالم امروز به شدت در قالب شئونات، طبیعت گرا شده است و در رواج چنین نگرشی خدشه به حیثیت و اختیارات دین و شرع است.

* حتی خانه نیز در قدیم معنای دینی داشت و مراد از منزل مجموعه ای از خشت و گل و سنگ و چوب نبود بلکه هماهنگی مخصوصی بود میان زن و شوهر و میان این دو و فرزندان و خادم و مخدوم. نگرش جهان امروز نسبت به خانه، سند متقن دیگری است که طبیعت گرایی افراطی و مشمئز کننده غرب را نمایان می سازد.

* و اما در معنای امروزین خانواده، همین بس که مسئولیت های اجتماعی، وظایف اقتصادی و دینی و تربیتی خانواده (طبق تعریف علم جامعه شناسی) بر عهده دولت گذارده شده و خانوده از این وظایف معاف گردیده و این نگرش نسبت به خانواده دقیقاً مقابل نگرش دینی نسبت به خانواده می باشد.

* آزادی، واژه ای بود که در صورت امروزین خود پس از رنسانس و در معنای آزاد شدن از تعلقات فرهنگیِ قرون وسطی (دوران قبل از رنساس) بوجود آمد غافل از اینکه این معنا از آزادی، خود نوعی اسارت است. چرا که آزادی در کنار رها شدن از تعلقات عصر پیشین، به معنی گرایش و تعلق به مبانی فرهنگی ظهور یافته پس از رنسانس نیز هست. بنابر این آزادی غربی، بر خلاف نظر اکثریت مردمان جهان، دست آورد جدیدی به شمار نمی رود بلکه همان وضعیت فکری و روانی قرون وسطی را در عصر جدید (رنسانس) بازتولید نموده است.

* تفاسیر دوره جدید بر مبنای نفسانیت استوار شده یعنی همان چیزی که دین به آن، هوای نفس می گوید. در چنین شرایطی اگر چنانچه فردی تعلق خاطری به این تفاسیر داشته باشد، بلاشک سخنانش در باب معنویت، صرفاً در حد حرف است.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۸/۰۳/۱۲
محمد رضا زارعی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی