اسلام ناب--توحید کلمه

مبارزه، علم است(سخن کلیدی رهبری در دیدار خصوصی با دست اندرکاران خبرگزاری ایرنا در سال 73)

اسلام ناب--توحید کلمه

مبارزه، علم است(سخن کلیدی رهبری در دیدار خصوصی با دست اندرکاران خبرگزاری ایرنا در سال 73)

اسلام ناب--توحید کلمه
با سلام
کومونیست ها حرفهای بی ربط زیاد دارند،‌اما این یک جمله شان حرف درستی است که می گفتند:"مبارزه علم است." یعنی اول باید دوست و دشمن را درست شناخت، جبهه آنها را از هم تفکیک کرد،‌سپس مبارزه را آغاز کرد.(کلیدی ترین جمله رهبری در دیدار خصوصی با دست اندر کاران خبرگزاری جمهوری اسلامی در سال 73)
برای تشریح جمله بالا که رهبری عزیز از کومونیست ها آن را نقل کرده و همچنین جهت تعریف فلسفه وجودی این وبلاگ اشاره می کنم به گفتار زیر از معظم له در سال 88:
اگر بصیرت نداشته باشید، دوست را نشناسید، دشمن را نشناسید، یک وقت می بینید که آتش توپخانه تبلیغات شما و گفت و شنود شما و عمل شما، به طرف یک قسمتی است که آنجا، دوستان مجتمع اند نه دشمنان
***
و اما درباره محتویات این وبلاگ و مقالات و مطالب آن باید این نکته را متذکر شوم کلیه مطالبی که در این سایت مشاهده می کنید قالبا با ذکر منابعی همراه شده اما اساس و شالوده همه شان مبتنی بر برداشت های شخصی و تحلیلهای شخصی خود این حقیر می باشد. و لذا باید عنایت داشته باشید مطالب و مقالات نگارش شده در این فضا، ابداً و اصلا به صورت کپی-پیست از سایت ها و کتب مختلف نیست و ذکر منبع در ذیل مطالب این وبلاگ برای این است تا بدانید جرقه نوشتن مقالات مذکور از کجا در ذهن این حقیر زده شده است، فقط همین!!!
شادی روح شهدا، امام شهدا، صلوات....
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۲۸ ارديبهشت ۹۶، ۱۲:۰۹ - شاهین ام
    تشکر
  • ۱۲ بهمن ۹۵، ۱۳:۲۴ - WATING MUSLIM
    ++++

"علم سیاست، علم کسب و حفظ قدرت سیاسی است."، "آنچه روابط سیاسی انسان ها را از دیگر روابط  آنها متمایز می کند، قدرت است"، "بسیاری از سیاست شناسان روابط قدرت را هسته سیاست می دانند"

سه شرح بالا همگی موضوع اساسی علم سیاست درعصر مدرنیته را بیان می دارند. البته هستند برخی متفکران غربی که موضوع مذکور را مستقیما نه قدرت که دولت می دانند اما نهایتا آنها هم به این قضیه اذعان دارند که علوم سیاسی جهت حفظ هرچه بهتر قدرتِ دولت کاربرد دارند.

اما تعریف قدرت در اندیشه غربیان از سه اصل خارج نیست: یا مفهوم تحمیل اراده را در بر دارد یا رابطه بین حکومت کنندگان و حکومت شوندگان را مورد شناسایی قرار می دهد و یا میزان توانایی مشارکت درتصمیم گیری های کلان است که اندیشمندان نادری به این مورد سوم تاکید کرده اند. در کل مورد اول و دوم تعاریف اساسی تری از قدرت را از جانب غربیان ارائه می دهند. با این زاویه دید نسبت به عالم سیاست، حاکمیت مقامی تلقی می شود که برای حفظ و یا گسترش آن به هر طریقی که شده باید تلاش نمود، اصل فقط حفظ قدرت و یا بسط آن است.

اما در اسلام، حاکمیت یک وظیفه تلقی می شود. وظیفه ای که مبتنی بر هدایت بشر است. هدایت بشر هم جز از طریق سامان دادن به سبک زندگی انسان ها و برنامه ریزی برای اصلاح آن محقق نخواهد شد. (چرا که مسئله حفظ قدرت توسط حکامِ عالم استکبار،‌ سبک زندگی همه مردمان جهان را تحت الشعاع قرار داده و هویت واقعی بشر را درزندگی از نظر ایشان پنهان نگاه داشته است) این زاویه دید نسبت به  سیاست از این نوشته امام راحل براحتی قابل استنباط است که: "اصل سیاست در اسلام، یافتن بهترین روش برنامه ریزی است" مطالب بیشماری از امام راحل موجود است که اثبات می کند این برنامه ریزی جهت حفظ قدرت نیست که اگر این چنین بود همان جملات پوچ متفکران غربی را در مورد موضوع سیاست و قدرت تکرار می کرد. بنابراین باید دانست در سیاست اسلامی موضوع اصلا چیز دیگری است. (قدرت نیست). باید دید وقتی امام راحل می گوید:"ولایت فقیه ولایت رسول الله است" و یا "ولایت فقیه ادامه حرکت انبیاست" منظور دقیقا چیست.

قدرت ولایت (اعم از وصی، نائب یا فقیه نائب عام-) که نماد حکومت در اسلام است در همان جهتی حرکت می کند که پیامبران الهی برای آن جهت مبعوث شده بودند. دست کم در بین اهل کتاب این حقیقت بزرگ غیر قابل انکار است که پیامبران جز برای هدایت بشر به سوی قله های کمال انسانی مبعوث نشده اند. اما در غرب، قدرت در جهت کسب یا گسترش خودش پیش می رود و این یک دور سردرگم کننده و نهایت از خود بیگانگی انسان است که از وسیله ای برای حفظ همان وسیله بهره جوید این رکود و ایستایی فکری جریان زندگی اجتماعی بشر غربی را می رساند چرا که رویکردِ "حفظ قدرت بوسیله قدرت" (استفاه از وسیله ای برای حفظ همان وسیله) در همه شئون نظام اجتماعی امروز غرب جریان دارد.

 به همین خاطراست که ایدئولوگ های نظام اجتماعی غرب، مروج شعار «هنر برای هنر است» می باشند. شعاری که کلیه اخلاقیات و مسئولیت های یک هنرمند، جهت بارور کردن رفتار اخلاقی در میان اعضاء جامعه را نادیده می گیرد. در حالی که در مکتب اسلام هنر عین اخلاق و دین است و بالعکس. اصلا اساس و بنیان مکتب اسلام در همه شئون (فردی و اجتماعی) بر هنر استوار است به طوری که فطرت حقیقت جو و بی آلایش هر انسانی، زیباییِ هنرگونه آن را با تمام وجود حس و درک خواهد کرد.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

منبع: چکیده ای تحلیلی از کتاب «ولایت فقیه» و «اسلام ناب» اثر "سید رو الله الموسوی الخمینی" و «بنیادهای علم سیاست» اثر "عبدالرحمن عالم"

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی