اسلام ناب--توحید کلمه

مبارزه، علم است(سخن کلیدی رهبری در دیدار خصوصی با دست اندرکاران خبرگزاری ایرنا در سال 73)

اسلام ناب--توحید کلمه

مبارزه، علم است(سخن کلیدی رهبری در دیدار خصوصی با دست اندرکاران خبرگزاری ایرنا در سال 73)

اسلام ناب--توحید کلمه
با سلام
کومونیست ها حرفهای بی ربط زیاد دارند،‌اما این یک جمله شان حرف درستی است که می گفتند:"مبارزه علم است." یعنی اول باید دوست و دشمن را درست شناخت، جبهه آنها را از هم تفکیک کرد،‌سپس مبارزه را آغاز کرد.(کلیدی ترین جمله رهبری در دیدار خصوصی با دست اندر کاران خبرگزاری جمهوری اسلامی در سال 73)
برای تشریح جمله بالا که رهبری عزیز از کومونیست ها آن را نقل کرده و همچنین جهت تعریف فلسفه وجودی این وبلاگ اشاره می کنم به گفتار زیر از معظم له در سال 88:
اگر بصیرت نداشته باشید، دوست را نشناسید، دشمن را نشناسید، یک وقت می بینید که آتش توپخانه تبلیغات شما و گفت و شنود شما و عمل شما، به طرف یک قسمتی است که آنجا، دوستان مجتمع اند نه دشمنان
***
و اما درباره محتویات این وبلاگ و مقالات و مطالب آن باید این نکته را متذکر شوم کلیه مطالبی که در این سایت مشاهده می کنید قالبا با ذکر منابعی همراه شده اما اساس و شالوده همه شان مبتنی بر برداشت های شخصی و تحلیلهای شخصی خود این حقیر می باشد. و لذا باید عنایت داشته باشید مطالب و مقالات نگارش شده در این فضا، ابداً و اصلا به صورت کپی-پیست از سایت ها و کتب مختلف نیست و ذکر منبع در ذیل مطالب این وبلاگ برای این است تا بدانید جرقه نوشتن مقالات مذکور از کجا در ذهن این حقیر زده شده است، فقط همین!!!
شادی روح شهدا، امام شهدا، صلوات....
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۲۸ ارديبهشت ۹۶، ۱۲:۰۹ - شاهین ام
    تشکر
  • ۱۲ بهمن ۹۵، ۱۳:۲۴ - WATING MUSLIM
    ++++
۰۸ دی ۹۲ ، ۰۹:۵۱

فاصله فکری

متن رو به رو را با کامنت هایی که ذیلش در سایت هویتنا آمده بود گذاشتم متن ضعفهایی دارد ولی در عین حال تحلیلی و جذاب است.

متن اصلی

فاصله فکری

موضوع این پست کمی مبهم و پیچیده است و اگر ابهامی حس کردید از موضوع و البته از ضعف بیان بنده است. ضمنا از این پست چیزی گیر منتقدان بی انصاف و مخالفان ناجوانمرد دولت نمی آید پس نه دوستان نگران باشند و نه دشمنان خوشحال

.

احمدی نژاد از نظر اهداف، آرمانها و غایت به رهبر معظم انقلاب نزدیک بود و از این نظر قابل مقایسه با آقایان هاشمی و خاتمی نبوده و نیست و نخواهد بود. البته آقای هاشمی هم با آقای خاتمی و دولت اصلاحات متفاوت بود. چرا که رویکرد آقای هاشمی را می توان رقیب رویکرد رهبر معظم انقلاب در پیشبرد و ادامه انقلاب اسلامی دانست اما رویکرد آقای خاتمی در تقابل با رویکرد رهبر معظم انقلاب بود.

بین رقابت و تقابل فرق است. رقیب در کنار شما و برای رسیدن به هدف مشترکی تلاش میکند اما وقتی کسی در تقابل با شماست هدف یکی نیست. رویکرد دولت اصلاحات هم در تقابل با انقلاب و آرمانهای آن بود و به نوعی می توان آن را ادامه پروژه مدرنیزاسون در ایران دانست که از سالها قبل آغاز شده بود و حالا توانسته بود خود را در دل انقلاب اسلامی بازتولید کند و با شعارهای انقلابی مثل آزادی خواهی در برابر خفقان ناشی از مدیریت دولت سازندگی بر سر کار بیاید. اما کسی توجه نکرد که نه دولت سازندگی دقیقا رویکرد انقلاب و رهبری را دنبال می کرد و نه دولت اصلاحات که با نقد دولت سازندگی بر سرکار آمد. یعنی از دعوای زرگری این دو دولت فقط رویکرد رهبری بود که مورد هجمه قرار گرفت و فرصت بروز و ظهور نیافت.

اما مساله دولت عدالتخواه و خدمتگزار اساسا متفاوت بود. این دولت نه تنها تقابلی با رویکرد رهبری نداشت بلکه رقیب هم نبود بلکه یار و همراه و کمک بود.

اما رهبری در آن خطبه تاریخی فرمودند که فکر آقای احمدی نژاد نسبت به آقای هاشمی به بنده نزدیک تر است. دقت کنید که اصلا اسمی از آقای خاتمی نیست و نکته دوم اینکه رهبری آقای هاشمی را در جهات کلی همراه انقلاب می دانند و ایشان را خارج از این دایره ندانسته و نمی دانند. اما قطعا آقای احمدی نژاد را به خود نزدیک تر می دانند. اما نزدیک به معنای مطابقت نیست. پس این فاصله چیست؟

این پست در مورد فاصله میان امام خامنه ای و دکتر احمدی نژاد است.

فرق دکتر با رهبری در حوزه راهبرد هاست. اگر راهبرد را راه تغییر وضع موجود به مطلوب معنا کنیم، به نظر می رسد راهی که احمدی نژاد برای رسیدن به غایت انقلاب اسلامی در نظر دارد با راهی که مد نظر رهبر معظم انقلاب است تفاوتهایی دارد. باز هم تاکید می کنم تفاوت احمدی نژاد با رهبری در راهبردهاست اما تفاوت بقیه در اهداف و جهت کلی است. یعنی فاصله آنها بسیار بیش از تمام تفاوتهای رهبری با دکتر است.

اما تفاوت رهبری با رییس جمهور در حوزه راهبردها چیست؟

- رهبری راه انتقال انقلاب اسلامی به ظهور را -که هدف اصلی دکتر احمدی نژاد هم هست- ایجاد تحول در فرهنگ تخصصی و عمومی می دانند. منظور از فرهنگ تخصصی درک و باورها و هنجارهای خواص حوزوی، دانشگاهی و مسئولان و کارشناسان اجرایی است و منظور از فرهنگ عمومی هم باورها و درک و پذیرفته شده های مردم و اقشار مختلف جامعه است. در حالی که دکتر احمدی نژاد گمان می کنند می توان با جمعی همدل و همراه موانع را برداشت و تلاش کرد و معادلات حاکم بر جهان و مدیریت جهانی را تغییر داد و دلهای مردم جهان و افکار عمومی را متوجه انسان کامل نمود. در حالی که در راهبرد رهبری نه تنها باید فکر و درک و فهم خواص و عوام داخل تغییر کند بلکه باید در فرایندی تدریجی این اتفاق ابتدا در جهان اسلام و بعد در جامعه جهانی بیفتد تا جهان آماده تغییر مدیریت جهانی شود.

- رهبری برای انتقال از انقلاب اسلامی به ظهور معتقدند که باید حوزه و دانشگاه متحول شود. این یعنی باید درک و فهم ما از دین متحول شده و حوزه خود را پاسخگوی نیازهای اجتماعی و حکومتی بدانند و تا زمانی که این اتفاق نیفتد نمی توان انتظار اتفاقات بزرگ را داشت. از طرفی دانشگاه هم به عنوان تولید کننده دانش کاربردی متحول شده و بتواند بر اساس آموزه های دین که بعد از تحول حوزه به دست می آید به تولید دانش جدیدی برای ایجاد جامعه ای جدید و متناسب با دین اقدام کند. در نظر ایشان اگر این اتفاقات واقع نشود هنوز گامهای اساسی برداشته نشده است. اما دکتر احمدی نژاد در طول هشت سال ریاست جمهوری اشان کمتر راجع به این موضوعات بسیار مهم در نگاه رهبری صحبت کرده اند. هر چند که وظیفه رییس جمهور چنین کارهایی نیست اما این مهم است که ایشان چنین دغدغه هایی می داشتند، اما به نظر می رسد که ایشان به چنین تحولاتی در حوزه و دانشگاه نیاز نمی بینند و نیاز خود به دین و علم را از طریق دیگری قصد دارند تامین کنند.

- دکتر احمدی نژاد نیاز  خود به معارف دین را از طریق فقه و فقها و علمای حوزی تامین نمی کنند بلکه احتمالا به افراد خاصی گرایش دارند که آنها درک خاصی از معارف دین دارند. در اینجا قصد نقد و بررسی این افراد و معارفی که آنها بیان می کنند نداریم بلکه فقط بر این نکته تاکید داریم که رهبری راه رسیدن ما به معارف دین را علمای دین و از راه فقه به عنوان علم اصلی و علوم دیگر حوزوی در کنار آن می دانند اما برای آقای احمدی نژاد این دغدغه به این شدت دیده نمی شود. نکته مطرح در اینجا داشتن یا نداشتن دغدغه حجیت است؟ حجیت مطالبی که ما به عنوان معارف دین مطرح میکنیم به کجا باز میگردد؟

مثلا مطالبی که آقای احمدی نژاد در مورد انسان کامل مطرح می کنند به کجا بازمیگردد؟ چه مقدار با آیات و روایات و سیره مطابقت دارد؟ این معارف چگونه تولید شده و با چه روشی از دین استنباط شده اند؟

- در مورد علم هم همین مساله وجود دارد. دکتر احمدی نژاد تصمیمات کارشناسی خود را چگونه میگیرند؟ این طرح تحول اقتصادی چگونه شکل گرفته است؟ چطور با اینکه ما هنوز علوم انسانی متناسب با اهداف خود را به دست نیاورده ایم می توانیم با این جدیت از طرح ها و فرمولهای خود برای تحقق عدالت دفاع کنیم؟

همگی به یاد دارند که دکتر احمدی نژاد در سخنرانی مهم خود که چندی پیش در مجلس ایراد فرمودند و به ریشه یابی مشکلات اقتصادی کشور پرداختند، به مساله نیاز به الگوهای بومی اشاره کردند. اما بعد از آن بدون اینکه این الگوهای را داشته باشیم کلی نسخه برای رفع مشکلات اقتصاد ایران مطرح کردند. اما چگونه می شود که بدون داشتن الگوها که مبتنی بر علوم و مکاتب اقتصادی متناسب با دین است بتوان برای بهبود اقتصاد در جهت عدالت نسخه داد؟ آنچه مسلم است هدف علم اقتصاد مدرن تحقق عدالت و دفاع از مظلومان نیست. پس طرحهای اقتصادی دولت بر اساس کدام مکاتب اقتصادی تنظیم می شود. حرف این نیست که دولت از علم اقتصاد مدرن استفاده میکند. چنان که روشن است که اینگونه نیست و اهداف متعالی دولت نمی تواند با اقتصاد مدرن همراه شود. اما سوال این است که از چه جایگزینی استفاده میشود؟ راهبرد رهبری برای رسیدن به این جایگزین تحول در علوم انسانی است اما به نظر می رسد دکتر احمدی نژاد چنین دغدغه ای ندارند. اثبات این مطلب هم اینکه ایشان فقط یکبار در جلسه شورای تحول در علوم انسانی شرکت کردند و آقای دکتر حداد عادل را به ریاست آن منصوب کردند و همین انتصاب و عدم پیگیری در طول سه سال گذشته نشان از میزان توجه و اهمیت این موضوع نزد دکتر احمدی نژاد دارد. به نظر می رسد دکتر احمدی نژاد نیازهای کارشناسی خود را از طریق تیم کارشناسانی که به لحاظ اهداف با ایشان همراه هستند تامین می کنند. هر چند اهداف پاک و مقدس این افراد در طرحها و تجویزهای آنها موثر واقع شده و بالاخره تا حدودی به تحقق عدالت نزدیک تر است، ولی اساسا این راه تقابل با ساختار پیچیده علم مدرن نیست. دشمن ما اقتصاد مدرنی است که از مکاتب مختلف آغاز شده و به مدلها و فرمولها و شاخصای پیچیده رسیده است و نمی توان در برابر چنینی دشمنی صرفا به ایمان و علاقه به هدفی همچون تحقق عدالت و نوکری ملت تکیه کرد. چرا که اگر تکیه کنیم راه حلها موقتی شده و قدرت تغییر جدی شرایط به نفع عدالت و حرکت انقلاب به سمت ظهور را نخواهند داشت. البت این نقد به معنای بازگشت به حرفهای رایج و پذیرفته شده در اقتصاد جهانی نیست و کسانی هم که از نقد راه حلهای دولت چنین نتیجه ای میگیرند، به صورت خودآگاه و ناخودآگاه در حال خیانت به انقلاب و مردم هستند. بلکه حرف بر سر رسیدن به الگوی اقتصادی منسجم و متفاوتی است که صدر و ذیل آن با هم هماهنگ باشد و توان مقابله با برنامه و ها و الگوهای اقتصاد رایج در جهان را داشته باشد و اجازه ندهد که اقتصاد مدرن با فرمولها و شاخصهای خود مدام عدالت و کیان نظام اسلامی را مورد خدشه قرار دهد.

یادم هست که دکتر احمدی نژاد از سفر آمریکای جنوبی بازگشته بودند. همان سفری که افزایش قیمت سکه در طول آن سفر، کشور را دچار تلاطم کرده بود و همه منتظر بودند تا دکتر از سفر بازگردند و افزایش سود بانکی را امضا کنند تا قیمت کاهش یابد. ایشان بازگشتند و افزایش سود را هم امضا کردند و قیمت هم چندان فرقی نکرد تا امروز. ایشان دو روز بعد از آن امضا در جلسه با جوانان فرمودند که فضا را به سمتی بردند که اگر من امضا نمیکردم احمدی نژاد به عنوان مقصر اصلی و عامل اصلی گرانی ها معرفی میشد. پس من امضا کردم و به دوستان هم گفتم که این راه حل نیست و شما هم دیدید که قیمت هم بعد از افزایش نرخ سود بانکها پایین نیامد.

یادم هست که دکتر در آن روز فرمودند که دشمن ما در راه رسیدن به عدالت فقط برخی افراد فرصت طلب و رانت خوار نیستند بلکه ساختارهای مانند بانک و پول هم موانع تحقق عدالت هستند.

حال آن روز دکتر احمدی نژاد حال و روز کسی بود که از مجبور به کاری شده بود که هرگز به آن رضایت نداشت. کاهش نرخ سود بانکها از اقدامات اولیه دکتر بود و حالا بعد چند سال همین دکتر احمدی نژاد اجازه افزایش سود را داده بود.

هر چند دکتر در سخنرانی های خود بعضا به این مهم اشاره داشته اند که ساختار باید عوض شود و حتی از تغییر الگوها هم صحبت کرده اند اما هیچگاه بر ریشه ها نایستادند و یا اقدامات جدی و درخوری در این عرصه نداشتند.

اما بر کسی پوشیده نیست که ریشه ظلم و فساد سازمان یافته جهانی از منابعی تغذیه میکند که یکی از مهمترین آنها علم اجتماعی مدرن است.

کامنهای ذیل متن

کاظم

پنجشنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۱ ۲:۴۴

سلام شب بخیر
وبلاگ با محتوا و با حالی داری
امیدوارم تو کارت موفق باشی
راستی من و چند نفر از دوستام یه سایت شبیه فیسبوک راه انداختیم
البته نه تنها فیلتر نیست بلکه از مطالب غیر اخلاقی هم در اون خبری نیست
یه جمع صمیمی هستیم که خوشحال میشیم تو هم به جمع ما بپیوندی
اگه دوست داشتی میتونی با آدرس زیر وارد بشی
www.lahzehha.com
منتظر حضور گرمت هستیم

باریک بین

پنجشنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۱ ۱۰:۲۵

سلام مطلب خوبی نوشتی اما باید چند نکته را مد نظر داشته باشی. دکتر احمدی نژاد یک مهندس است و نمی توان از او انتظار نظریه پردازی در زمینه علوم انسانی داشته باشی. در ضمن همانطور که رهبر انقلاب هم بارها فرمودند تحول علوم انسانی لازمه ی حرکت رو به جلو و به سوی اهداف ماست. اما دانشگاه و حوزه در این امر چندان با سرعت مناسب حرکت نمی کنند. که دو دلیل عده دارد اول ذات این علوم با علوم دیگر به خصوص مهندسی فرق دارد و نظریه پردازی در این حوزه نیازمند سالها تلاش مستمر دارد. دوم کندی حوزه و دانشگاه در درک موقعیت موجود و تلاش برای رسیدن به آن اهداف است که در دانشگاه بر می گردد به ساختار غربی آن و در حوزه به ساختار سنتی آن. احمدی نژاد یک مدیر اجرایی است اما الگویی که شما مدنظرتان هست در دسترسش نیست. لذا مجبور است کشور را با مقتضیات موجود پیش ببرد. او نمی تواند صبر کند تا دانشمندان نظریه پردازی کنند بعد اقدام نماید. 
با تشکر



سلام
خیلی ممنون که مطالعه کردی
نکات درست و مهمی هم گفتید
دقیقا اینکه احمدی نژاد مهندس است، اینکه نظریه پرداز نیست، اینکه نمی تواند معطل حوزه و دانشگاه بماند، اینکه حوزه و دانشگاه کند هستند و ساختارشان نیاز به تحول دارد همه درست است و قصد بنده هم این نبوده که دکتر را مقصر بدانم یا جلوه دهم. بلکه تلاشم توصیف یک واقعیت بوده که احمدی نژاد با نگرش مهندسی و با درک و گرایش عمیق به آرمانهای انقلاب هم جایگاه خود را با همه ضعفهای و قوتهایش در آن دارد.

مسعود

پنجشنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۱ ۱۸:۰

رویکرد آقای هاشمی را می توان رقیب رویکرد رهبر معظم انقلاب در پیشبرد و ادامه انقلاب اسلامی دانست .....!!!!
پیشبرد و ادامه انقلاب اسلامی !!!!

نویسنده محترم! شما بسیار دوست دارید که به عنوان شخصی با انصاف شناخته شوید. اما لطفا دقت کنید که انصاف با ریش سفیدی و یکی به نعل و یکی به میخ زدن بسیار فرق دارد. انصاف یعنی گرفتن طرف حق.
 
هاشمی دنبال پیشبرد انقلاب بود؟ من نمی دانم. یا شما انقلاب را باید از اول تعریف کنید و یا پیشرفت را.



سلام
سوال بسیار خوبی مطرح کردی دوست و براد عزیز
اول: خدا شاهد است که بنده قصدی بر منصف نشان دادن خود ندارم. چرا شما فرض را بر نمی گذارید که شاید کمی یادداشتی که می خوانید منصفانه است. بهتر نیست بهاین دوست و برادرتان حسن ظن داشته باشید به جای اینکه در کامنتهای مختلف تکرار کنید که بنده قصد دارم خود را منصف نشان دهم.
برای کی؟ برای چی؟
مگر کسی بنده را می شناسد؟ مگر قرار است به خاطر این وبلاگ نفعی ببرم؟ البته ممکن است برخی بگویند که بعید نیست برای جایی کار میکنم و شاید این جزء کارم است. ولی برخی از دوستان که بنده را می شناسند می دانند که دانشجو هستم و درگیر کار و خانواده و درس و ...پس خیلی از سر تفنن و بیکاری وقت برای وبلاگ نویسی نمی گذارم و از خرداد ماه سال 89 که شروع کردم به نوشتن دلیلی داشتم که همان آیه ولایجرمنکم شنئان قوم...است
اما در مورد آقای هاشمی معتقدم که ما تحلیل ایشان از انقلاب را می توانیم قبول نداشته باشیم. اما واقعیت این است که آقای هاشمی تحلیلی خاص خودشان از انقلاب اسلامی و استمرار آن دارند و برای انقلاب اهدافی قائل هستند که با اهداف رهبری متفاوت است. اما بالخره به انقلابی قائلند و اهدافی را دنبال می کنند که به نظر بخشی از خواص و عوام جامعه ما چیز بدی هم نیست و مورد پذیرش آنهاست. مشکل این است که ما آقای هاشمی را به عنوان نماد یک جریان فکری نمی بینیم و مدام به حواشی خانواده ایشان و مسائل سیاسی ایشان توجه میکنیم. درحالی که اگر کتابها و سخنرانی های ایشان را دنبال کنید شاهد خواهید بود که تحلیل خاص از انقلاب و دین و نسبت ما با غرب و آینده دارند که نیاز است مورد نقد و بررسی جدی قرار گیرد و تفاوتهای ان با رویکرد امام و رهبری تبیین شود. البته کاملا به صورت فکری و به دور از حواشی سیاسی.

سحر 2

پنجشنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۱ ۲۲:۴۵

با سلام

هیچ چیز مبهم و پیچیده ای وجود نداشت. مقاله ای است چون همه مقاله هایتان: توبیخ پیچیده در زرورق منصفانه نمائی.



سلام
 
کامنت های تند و تیز شما همیشه همراه یادداشتهای این وبلاگ بوده است. جدا ممنونم.
اما کلمه توبیخ را نمی پسندم. نه توبیخ بود نه حتی انتقاد. تلاش برای توصیف و تحلیل هشت سال زندگی جذاب با دکتر احمدی نژاد بود.
احمدی نژاد بخش باشکوهی از تاریخ انقلاب خواهد ماند. به سبب کار شبانه روزی اش، به سبب افتخار به نوکری اش، به سبب استکبار ستیزی اش، ساده زیستی اش، دشمن شکنی اش، عزت بخشی اش و...
ولی با همه اینها می توان باز از ضعفهای او گفت. و این گفتن ها فقط درسهایی برای آینده است و چیزی از شخصیت رییس جمهور خدوم کم نمی کند.
برعکس نشان از بزرگی انقلاب و راه طولانی پیش رو دارد.
شاید بسیاری از ما گمان می کردند که با وجود افتخارات احمدی نژاد مخصوصا اتفاقات شگفت انگیز دولت نهم، دیگر ادامه راه چندان سخت و طولانی نباشد. اما با نگاه منتقدانه در عین حمایت جانانه، می بینیم که هنوز تا تحقق آرمانهای انقلاب اسلامی راهی است برای پیمودن...

سید

پنجشنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۱ ۲۲:۵۳

سلام
محسن خان همیشه متن نوشته هایت فرق می کنه !



سلام
ممنون از لطفت. اما امام انقلاب کرد که دوره خان و خان بازی تموم بشه.
یا علی

حمیدرضا

جمعه ۱۱ اسفند ۱۳۹۱ ۲۱:۴۰

سلام
از خواندن مطالب شما در اینجا و در 598 لذت میبرم ، خوشم میاد که عمیق به مباحث می پردازی ، ولی چند نکته :
 
1) یکبار دیگر هم اینجا نوشته بودم که رییس جمهور نمی تواند کار اجرا را لنگ نظریه پردازی بگذارد ، الان پدیده ای بنام اقتصاد اسلامی وجود خارجی ندارد، خود احمدی نژاد هم میداند که با نظام بانکداری مدرن نمی توان عدالت را محقق کرد ولی در شرایطی که مجرایی بجز بانک برای تخصیص منابع به بنگاه ها نیست باید چه کرد؟

2) رضا امیرخانی در "نفحات نفت" حرف قشنگی میزنه ، میگه که اقتصاد اسلامی از حجره های حوزه ها ی علمیه و کلاس درس دانشگاه ها بیرون نمیاد ، اقتصاد اسلامی از فعالیت اقتصادی مسلمانان "طی گذر زمان" بوجود میاد ، اول شیخ انصاری مکاسب ننوشت بعد تجار تجارت کنند؛ این تجار بودند که تجارت میکردندو با مسائلشان مکاسب را از شیخ انصاری گرفتند.
پس اینکه منتظر بمانیم حوزه و دانشگاه اقتصاد بنویسد بعد ما عدالت را محقق کنیم غلط است ، ما باید به سمت عدالت پیش برویم و حوزه و دانشگاه از درس هایی که در این مسیر گرفتیم اقتصاد بومی را تولید کنند(الحمد لله حوزه و دانشگاه ها در زمینه خیلی!!! فعالند)

3) احمدی نژاد به ضرورت تحول در علوم انسانی واقفه ، ایشون صریح ترین انتقادات رو به علوم انسانی مدرن و محصولات اون داشته ، شاید جشنواره ی فارابی رو بشه از تاثیرات کوتاه مدت همین امر دونست ، اما شورای تحول که شما چند بار متذکر شدید؛ اولا اصولا قرار نیست علوم انسانی در شورا متحول شود ، تجربه هم متاسفانه نشان داده که این شورا ها مثمر ثمر نیستند ، ثانیا این شورا اگر بخواهد کار بکند هم جای بحث های تخصصی است که به نظر من حضور یک مهندس عمران بنام محمود احمدی نژاد در شورا نمی تواندکمکی به آن بکند. ثالثا درباره ی رییس شورا ، همانطور که واقفید مدعیان در علوم انسانی اسلامی زیادند ، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی یک طرف ، فرهنگستان علوم اسلامی قم یک طرف ، اساتید دانشگاهی مثل فیاض و کچوییان یک طرف و... شاید رییس شورا از هر کدام از طیف ها می بود ، همان بحث های تخصصی هم درست پیش نمی رفت ؛از اونجا که حداد عادل طرفدار دیدگاه خاصی نیست و مشاور فرهنگی رهبری هم هست شاید بهتر بتونه شورا رو مدیریت کنه(البته فکر نکنم احمدی نژاد به این دلیل حداد عادل رو رییس شورا کرده باشه)

حمیدرضا

جمعه ۱۱ اسفند ۱۳۹۱ ۲۱:۴۱

ادامه ی نظر قبلی:
4) اینکه نظر رهبری اینه که باید تحولات به مرور زمان انجام بشه درسته ، ولی اینکه نظر احمدی نژاد هیاتی کار کردن هست رو قبول ندارم ، این تفاوت راهبرد به دلیل تفاوت جایگاه هاست ، آقا در جایگاه رهبری است و باید برای سال های آینده کار کند ولی احمدی نژاد رییس جمهور است و عمر فعالیتش نهایتا 8 سال ، و همین 8 سال هاست که ما را به دیدگاه رهبری می رساند ، احمدی نژاد هم می خواهد قدم هایی در همین برنامه ریزی بلند مدت آقا بردارد ، البته شاید بعضی قدم هایش بلند باشد ولی ظاهرا اعتقاد داره که ملت ایران توانایی قدم های بلند رو داره .

5) این دو جمله رو قبول ندارم :"دکتر احمدی نژاد نیاز خود به معارف دین را از طریق فقه و فقها و علمای حوزی تامین نمی کنند بلکه احتمالا به افراد خاصی گرایش دارند که آنها درک خاصی از معارف دین دارند."
"رهبری راه رسیدن ما به معارف دین را علمای دین و از راه فقه به عنوان علم اصلی و علوم دیگر حوزوی در کنار آن می دانند"
اینکه دین را در فقه خلاصه کنیم اصلا صحیح نیست.
6)ببخشید طولانی شد
درضمن این پست رو حتما ادامه بده



سلام
واقعا ممنونم از وقتی که گذاشتی برادر
نکات خیلی خوبی گفتید.
1- در مورد راه شکل گیری دانش و نظر امیرخانی باید بحث کنیم.
2- من نگفتم که احمدی نژاد باید خودش کاری برای تحول در علوم انجام بده بلکه گفتم این نگاه بلند مدت رو در این مساله نداره. درسته که هشت سال بوده اما همین هشت سالهاست که یک قرن ما رو میسازه.
3- در مورد معارف دین و نکته آخر هم منظورم فقط استفاده از فقه نبوده بلکه مساله دغدغه حجیت داشتن معارف هست که بازهم نیاز به بحث داره.

قرآنی

شنبه ۱۲ اسفند ۱۳۹۱ ۱۸:۴

سلام خوب بود !بنظر احمدی نژاد اول باید به عنوان رییس جمهور شکم مردم رو سیر بکنه بعد به فکر مطالب دیگه باشه!!! که دشمنانش این حربه را با سماجت می خوان که از دستش بگیرند!!!



سلام
تعارضی بین تلاش برای رفع نیازهای اساسی جامعه و برنامه ریزی برای نیازهای بلند مدت وجود نداره

محمد

یکشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۹۱ ۱۱:۵

وا! سلام برادر
کامنت من کو؟؟؟!!!
فک کنم کامنت اون نویسنده باریک بین رو بجای کامنت من گذاشتی! مگه کوپنیه؟!!

ولی بازم حاج آقا دعاگوییم



سلام برادر عزیز
کامنتی از شما برای این پست دریافت نکردم وگرنه به شدت تایید میکردم

حامد رهی

یکشنبه ۱۳ اسفند ۱۳۹۱ ۱۳:۴

http://www.asriran.com/fa/news/165102/%D8%AF%D8%B3%D8%AA%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D9%86%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1%DB%8C-%D9%88-%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF%DB%8C-%D9%86%DA%98%D8%A7%D8%AF-%D8%8C-%DA%AF%D8%25B


سلام حامد جان
جالب بود
ممنون از این نکته سنجی
البته دلیل نمی شود که احمدی نژاد به لبخند رهبری به آقای شاهرودی لبخند نزند. یه فضای سه نفره تو عکس اصلی حس میشه.

سید

دوشنبه ۱۴ اسفند ۱۳۹۱ ۱۷:۹

سلام


موضوع مهمی‌است این «فاصله رهبر و احمدی‌نژاد».

کار اصلی رئیس جمهور، به عنوان مقام دوم مملکت و عالی‌ترین مقام اجرایی، اجرا و عمل است؛ و بقیه کارهایش هم به تبع این کار اصلی است.

پس رئیس‌جمهور نه پژوهش‌گر درون آزمایشگاه است، و نه فقیه در حال تفقه و استخراج حکم و کسب حجیت.
بنابراین قرار نیست کاری را بکند که دیگران حلقه‌های قبل از آن را تکمیل نکرده‌اند!!!

انقلاب فرهنگی (به معنای مطلوب آن)، اتفاقی است که در سیر انقلاب اسلامی خواهد افتاد؛
اما برای الآن چه می‌خواهید انجام دهید؟
مدل اقتصاد اسلامی‌تان کو؟
فقه حکومت‌تان کجاست؟!

رئیس‌جمهور وسط میدان در حال جنگ است؛
و خیلی از کسانی که از جایگاه‌شان دفاع می‌کنیم (بدنه حوزه و کارشناسی)، در خواب و بی‌کار! و فقط دفاع ما می‌تواند دفاع از جایگاه‌شان باشد نه عملکردشان!
اما این دفاع، نمی‌تواند موجب حمله به رئیس‌جمهوری باشد که به هر صورت خواسته انقلاب را چند قدم رو به جلو ببرد.

تحولات ساختاری مثل «هدف‌مندی یارانه‌ها» را شوخی نگیرید؛ کارهای عمیق و وسیعی است که در جهت رسیدن به عدالت با تخمین بسیار خوبی انجام گرفته است؛
هم‌چنین بسیاری از صحبت‌های ایشان را در باب انسان کامل، اگر بگردید، در کلام افرادی مثل حضرت آقا یا کسانی که ایشان آن‌ها را تئوریسین انقلاب گفته‌اند می‌یابید! هرچند نقایصی هم داشته باشد!
اما اگر بیش‌تر بخواهید، باید عرض کنم بروید یقه‌ی کس دیگری را بگیرید!

محمد حسین

دوشنبه ۱۴ اسفند ۱۳۹۱ ۲۱:۴۱

باید عرض کنم که همانطورکه خواهرمان فرمودند، شما به تکرارگویی افتادی و متأسفانه یک گام هم به جلو نمی روی و همان حرف های سابق را به بیان دیگر تکرار می کنی. به نظرم خوب است تلاش کنی یک قدم ذهنت را پیچیده تر کنی و نگاه شامل تری به دو طرف داشته باشی. مخلصیم



سلام
ببخشید که بخشی از کامنت شما رو حذف کردم. چون نمیشد تایید کنم.
در مورد تکرار و یک قدم به جلو هم چشم فکر میکنم. اما این حد و اندازه فعلی بنده است، شما دعا کنید من هم تلاش میکنم که بهتر بشم.

کربلا

سه شنبه ۱۵ اسفند ۱۳۹۱ ۱۷:۲۴

سلام؛
1- فکر نمی کنم در اینکه دکتر مدل های اقتصادی رایج غربی را قبول ندارد، شکی وجود 1داشته باشد؛ چنانچه اشاره فرمودید.
2- بارها دیده ایم که دکتر در جلسات با حوزوی ها -مخصوصاً در دوره قبل- اشاره کرده اند که نیاز به مدل های اسلامی اقتصادی دارند و دست کمک به حوزه دراز کرده بودند اما حوزه چیزی در دست نداشت. مثال جشنواره فارابی نیز شاهد بسیار خوبی است که ایشان چه نگاهی به انسان و علوم انسانی داشتند. پس گمان هم نمی کنم در این مسأله شکی داشته باشید که حوزه اکنون مدلی برای ارائه ندارد.
3- شما جای ایشان به عنوان مدیر کشور وقتی با عدم وجود مدلهای اسلامی برای اداره کشور مواجه می شوید و مدل های غربی را نیز قبول ندارید، چه خواهید کرد؟ خودتان در نوشته خود قبول کرده اید که ایشان متکفل تولید مدل های اسلامی نیستند و فکر کنم قبول هم بفرمایید که باید مسیری را برای حرکت خود برگزینند. چرا که مدیر کشور هستند.
4- به نظر می رسد که طی این مسیر شما را دچار این توهم کرده است که ایشان چندان به حوزه برای جاری کردن مفاهیم دینی تکیه ندارند. من از شما که دائما چنین ادعایی را مطرح می کنید می پرسم؛ از کجا فهمیدید که ایشان توجهی به فقه ندارد؟ مدلی اسلامی ارائه کرده اید که ایشان نپذیرفته باشد و بگوید و ما از طریق غیر حجت مند می خواهیم به آرمان هایمان برسیم؟ با عرض معذرت "جیب خالی و عرق فندقی"!! شما که هیچ مدل حجت مندی برای اداره کشور ندارید چرا کسی که مجبور به مدیریت کشور است را متهم به عملکردهای غیر حجت مند می کنید؟ اگر می خواهید این مسأله را اثبات نمایید باید نظام رفتاری ایشان را و سپس نمونه هایی که این ادعا را ثابت می کند تحلیل نمایید که چگونه از این رفتار ها به رفتار غیر حجت مند ایشان رسیده اید.
5- در مورد راهبرد نگاری دکتر نیز یک سؤال مهم باید پاسخ داده شود که وظیفه رئیس جمهور چیست؟ آیا تنها در مدیریت خرد حضور دارد و یا در مدیریت کلان نیز نقشی دارد؟ اگر در مدیریت کلان نقش دارد باید اجازه راهبردنگاری را به ایشان داد اما در مقدار آن باید بحث شود که چگونه و به چه میزان و نسبت آن با مدیرت ولی فقیه چیست
ببخشید خیلی شد



سلام. ممنون از اینکه وقت گذاشتی و خوندی
پاسخ در کامنتی مجزا

محمد

چهارشنبه ۱۶ اسفند ۱۳۹۱ ۱۳:۱۶

سلام مجدد برادر
شاید کامنت نوشته بودم ارسال نکرده پنجره رو بسته ام!! ما پیرمردا از این کارا می کنیم

یه نکته رو نگفته ای و آنهم نوع نگاه احمدی نژاده و شاید بخشی از رفتارهاش مربوط به این نگاهشه: نگاه عرفانی و اشراقی به دنیا
تابحال غیر از امام (ره) کسی این نگاه را وارد سیاست نکرده بود. در مورد امام هم به نظرم جلوی ظهور قسمت اعظم این نگاه ایشان در جامعه و سیاست گرفته شد :-(
نگاه عرفانی به دنیا، جهانشمول است و مهربانانه و اینگونه است که در عین حال که شباهت هایی به طیف های مختلف اجتماعی-فکری دارد ؛ متفاوت است از آنها. در عین حال که نرم خو و متواضع است، قاطع و محکم است و...



سلام
نگاه عرفانی نوعی نگاه به جهان و انسان است و در مورد اینکه خوب است یا بد باید اون رو با چیزی سنجید. دین عرفان نیست. فلسفه نیست. دین دین است و نگاه عرفانی هم باید قاعده مند باشد. وگرنه هر کسی می تواند به عنوان نگاه عرفانی حرف خود را بزند.

احمد

چهارشنبه ۱۶ اسفند ۱۳۹۱ ۲۳:۱

سلام مجدد.

به فاصله فکری اینها باید چاوز را هم اضافه کرد.
از نظر احمدی نژاد، چاوز کاری کرد که هیچ آخوندی در این سالها نکرده. او خدمتی به امام زمان کرد که قابل بیان نیست.

اما از نظر رهبری، هیچ اتفاق خاصی نیفتاده و یک پیام خشک و خالی هم نداد.

شما هم لطفا از بت پرستی فاصله بگیرید.



سلام
دوست عزیز چرا از روی عصبانیت اینقدر کودکانه برخورد میکنید؟!!!
رهبری بنا نداشته اند برای مرگ مقامات سیاسی کشورها پیام بدهند.
 
این حرف کودکانه شما مثل حرف کودکانه کسانی است که می گویند احمدی نژاد برای فوت چاوز پیام داد اما برای درگذشت دو استاد اخلاق پیام نداد در حالی که رهبری پیام دادند. هر کدام از این دو جایگاهی دارند.
لطفا جوری برخورد کنید که یاد و خاطره خوب گذشته از شما در ذهن امثال بنده از بین نرود!

سحر 2

جمعه ۱۸ اسفند ۱۳۹۱ ۱۰:۳۴

با سلام

شما بهتر از من میدانید که این شعر عرفانی است:

من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم
 
چشم بیمـار تـو را دیـدم و بیمار شدم
 

فارغ از خود شدم و کوس اناالحق بزدم
 
همچو منصور خریدار سر دار شدم
 
...
درِ میخانه گشایید به رویم، شب و روز
 
که من از مسجد و از مدرسه، بیزار شدم
 

جامه زهد و ریا کَندم و بر تن کردم
 
خرقه پیر خراباتى و هشیار شدم
 

واعظ شهر که از پند خود آزارم داد
از دم رند مى آلوده مددکار شدم
 

بگذارید که از بتکده یادى بکنم
 
من که با دست بت میکده بیدار شدم

ونیز بهتر از من میدانید که دیندارتر و مسلمانتر از امام خمینی شاید فقط ائمه اطهار باشند. آیا اینجا عرفان منافی ایمان است؟



سلام
باور کنید منظور بنده این نبوده است که شما شعری از امام را در تایید عرفان برای بنده دلیل بیاوردی بانوی محترم.
گاهی احساس میکنم نوشتن در وبلاگ آنقدر در انقتال آنچیزی که می خواهم بگویم ناتوان است که گفتن جز افزایش سوء تفاهم فایده دیگری ندارد.

هویتنا برای کربلا

یکشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۱ ۱۱:۴۳

بر سر وارد مورد اشتراک که بحثی نیست اما در مورد نکته 4 باید عرض کنم که دغدغه داشتن نسبت به حجیت و راه تحقق آن مساله اصلی است. وگرنه روشن است که ایشان انسان متشرعی است. روشن است که اگر مدل ارائه میشد میپذیرفت. بنده دکتر احمدی نژاد را پیچیده تر از این حرفها میدانم و اصلا شکی در مسائلی که گفتید ندارم. مساله ای هم که مطرح کردم با وجود توجه به عمق و پیچیدگی ایشان است.

احمد

یکشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۱ ۲۱:۳۱

سلام مجدد!

برادر عزیز!
یه قرون بده آش، به همین خیال باش!
اگر بشار اسد توسط گروه های مسلح کشته می شد، الان یک هفته عزای عمومی داشتیم!

واقعیت اینست که "بیداری اسلامی" تهش شد فشار به سوریه و بهترین رهبر که مرسی بود در تهران چنین گفت، و بیداری "واقعی" را چاوزی ساخت که مرگش برای بعضی ها هیچ ارزشی نداشت.

شما هم همچنان فریاد بزن که ان شاء الله گربه است!



سلام
کامنت شما را چند بار خوندم باور کن متوجه نشدم منظورتون چی بود. اگر اشتباه نکنم منظورتون این بوده که برای نظام بشار اسد مهمتر از چاوز است. خب روشن است که مهمتر است. در اینکه در مورد چاوز کوتاهی شد بحثی نیست اما نقش اسد و پدر ایشون غیرقابل انکاره. حالا شما نمی خواد از لج دیگران از این ور بوم بیفتی دوست عزیز.
ضمنا این ادبیات آش و کشک و گربه و اینا به نظرم چندان مناسب صحبت دو تا رفیق نیست.

عاشق ایران

چهارشنبه ۲۳ اسفند ۱۳۹۱ ۳:۱۱

سلام 
موافقم کم و بیش
 
کم وبیش گفتم چون نخوندم همه ش رو
 
بابا خیلی متنات طولانیه
 
خـــــــــــــدا قــــــــــــــوت محسن جان

محسن

یکشنبه ۴ فروردین ۱۳۹۲ ۳:۱۲

از اینکه هاشمی را درون نظام خواندی خوشحال شدوم متاسفانه بعضی از اصول گرا های سنتی و بچه حزب الله ای ها هر کسی که مقداری با ان ها اختلاف نظر داشت او را دفع می کنند در واقع دفع حداکثری به جای جذب حداکثری دارند

من هم یک انقلابیم

سه شنبه ۱۳ فروردین ۱۳۹۲ ۲۰:۳۹

از حرف تا عمل 
رئیس جمهور احمدی نژاد در پیام نوروزی امسال خود یک جمله را مجدداً و با تأکیداتی معنادار در اشاره به انتخابات ریاست جمهوری تکرار کرد. آن جمله این بود: "از کوچکترین تخلفی اغماض نخواهم کرد."

آنتی بهار

چهارشنبه ۱۴ فروردین ۱۳۹۲ ۱۳:۵

سلام
متاسفیم که این گونه باید کار کنیم اما در مقابل بهار پاییزی نمی توانیم تحملی بیاوریم!
حضور شما امیدی است برای ما ...
به ما سری بزنید


سلام
خدمت رسیدم و کامنت گذاشتم.

جمیل

سه شنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۲ ۱۷:۴۳

با سلام 
در پاسخ به مسعود
هاشمی را صرفا در جریانات سیاسی و بده بستانهای دیپلماتیک نبینید هاشمی را از لحاظ اعتقادی بیشتر مطالعه کنید و به سفرش به عربستان و اجازه دولت عربستان به وی برای بازدید از فدک و خیبر با دقت بیشتری بنگرید و اینکه چرا مقامات عربستانی به ایشان اجازه حضور در چنین اماکنی را دادند کاری که در عربستان وهابی برای کسی دیگری از جهان تشیع روی نداده بود شاید بگویید این کار برای رای آوردن هاشمی بود باز می گویم چرا وهابیون می خواستند هاشمی رای بیاورد .
همه و همه به اعتقادات دینی هاشمی راجع به آسمانی بودن معصومین و عصمت انان بر می گردد امری که وهابیون زودتر از ما آنرا کشف کردند (العاقلُ یکفیه الاشاره)

عمو سیبیلو!

چهارشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۲ ۱۶:۴۳

سلام کاکو!
نوشتی دقت کنید! اسمی از خاتمی نیست!!!
چه ربطی داشت دادا!؟ مناظره احمدی نژاد بود و موسوی! محمود هم اونجا زد هاشمی رو با بلدزر از روش رد شد! برای چی آقا بیاد اسم خاتمی رو بیاره؟!
خواستی فیگور باهوشا رو دربیاری زدی تو جاده خاکی!!!

پاسخ: 
سلام
ممنون

حجت

چهارشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۲ ۱۶:۴۵

اگر این متن رو سال 88 میخوندم شاید نظر شما رو قبول میکردم اما الان متاسفانه باید بگم هدف اقا و احمدی نژاد یکی نیست و مشکل راهبرد متفاوت نیست.
بلکه احمدی نژاد نسخه بدلی رویکردهای انقلابی هست متاسفانه.
نسخه بدل باید خیلی سعی کنه به اصل نزدیک بشه و دلیل اون اختلاف کم هم شاید این باشه.

پاسخ: 
سلام
به نظرتون رهبری در سخنرانی در حرم رضوی در سال 92 مردم رو در انتخاب رییس جمهور بعدی به نسخه بدلی ارجاع دادند؟اینکه گفتند رییس جمهور بعدی باید تمام ویژگی های مثبت رییس جمهور فعلی را داشته باشد منهای ضعفهایش.
چقدر ما با آقا فاصله داریم!!!


موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۲/۱۰/۰۸
سپهر راهی

فاصله فکری

هویتنا

نظرات  (۲)

سلام دوست عزیز
ممنون از اینکه به هویتنا سر زدید و مطلبی از آن را بازنشر داده اید
لطفاً در مورد موارد ذیل توضیح بفرمائید:
1- هاله نور
2-تولید انرژی هسته ای در آشپزخانه توسط یک دانش آموز دبیرستانی
3-کاغذپاره خواندن تحریم ها در مقطعی و همان تحریم ها را مسبب گرانی ها و تورم دانستن، در مقطعی دیگر
4- اختلاس های هزار میلیاردی
5-

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی