اسلام ناب--توحید کلمه

مبارزه، علم است(سخن کلیدی رهبری در دیدار خصوصی با دست اندرکاران خبرگزاری ایرنا در سال 73)

اسلام ناب--توحید کلمه

مبارزه، علم است(سخن کلیدی رهبری در دیدار خصوصی با دست اندرکاران خبرگزاری ایرنا در سال 73)

اسلام ناب--توحید کلمه
با سلام
کومونیست ها حرفهای بی ربط زیاد دارند،‌اما این یک جمله شان حرف درستی است که می گفتند:"مبارزه علم است." یعنی اول باید دوست و دشمن را درست شناخت، جبهه آنها را از هم تفکیک کرد،‌سپس مبارزه را آغاز کرد.(کلیدی ترین جمله رهبری در دیدار خصوصی با دست اندر کاران خبرگزاری جمهوری اسلامی در سال 73)
برای تشریح جمله بالا که رهبری عزیز از کومونیست ها آن را نقل کرده و همچنین جهت تعریف فلسفه وجودی این وبلاگ اشاره می کنم به گفتار زیر از معظم له در سال 88:
اگر بصیرت نداشته باشید، دوست را نشناسید، دشمن را نشناسید، یک وقت می بینید که آتش توپخانه تبلیغات شما و گفت و شنود شما و عمل شما، به طرف یک قسمتی است که آنجا، دوستان مجتمع اند نه دشمنان
***
و اما درباره محتویات این وبلاگ و مقالات و مطالب آن باید این نکته را متذکر شوم کلیه مطالبی که در این سایت مشاهده می کنید قالبا با ذکر منابعی همراه شده اما اساس و شالوده همه شان مبتنی بر برداشت های شخصی و تحلیلهای شخصی خود این حقیر می باشد. و لذا باید عنایت داشته باشید مطالب و مقالات نگارش شده در این فضا، ابداً و اصلا به صورت کپی-پیست از سایت ها و کتب مختلف نیست و ذکر منبع در ذیل مطالب این وبلاگ برای این است تا بدانید جرقه نوشتن مقالات مذکور از کجا در ذهن این حقیر زده شده است، فقط همین!!!
شادی روح شهدا، امام شهدا، صلوات....
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۱۲ بهمن ۹۵، ۱۳:۲۴ - WATING MUSLIM
    ++++
  • ۲۷ دی ۹۵، ۱۰:۰۸ - منتظر ....
    ممنون
  • ۲۷ دی ۹۵، ۰۸:۰۲ - منتـــظر المـهـدی۳۱۳
    تشکر

عنوان فوق را تحت چارچوب چند نکته کلیدی خلاصه و مطرح می کنیم:

*از زمان پیداش فلسفه یونان، انسان، حیوان متفکر تعریف شده است. تعریفی که در تعریف انسان، حیوانیت او را ملاک و اصل، قرار داده است. در حقیقت باید گفت این تعریف ناشی از یک شناخت ناقص از انسان و حاوی یک کم توقعی عمیق تاریخی نسبت به مسئولیت های روحانی- اجتماعی انسان است.

*اصل انسان روح اوست نه جسم او. اساسا اطلاق کلمه انسان به ما مربوط به روح ماست و الا که در جسم با جانوران یکسان و مشترکیم.

*حقیقت انسانی در پشت انواع حجابهای ظلمانی و نورانی قرار داده شده است. وظیفه او در قبال این حجب، عبور از همه آنها و هدف از قرار دادن انسان در چنین وضعیتی توسط حضرت حق، دوری انسان از تن آسایی و خالص شدن گوهر ذاتی نوع بشر برای ذات لایتناهی او و در مسیر وصول به اوست.

*عظمت روح انسان تا آن حد است که عالم بزرگتر در او در هم پیچیده شده و در هم تنیده شده است. مفهوم این مسئله این است که ما در حد توجهات روحانی خودمان و برابر با کیفیت آن (توجهات روحانی) در عالم حضور داریم. در همه ساحت های عالم. (غیب، طبیعت، قیامت، برزخ و...).

*ساحت توجهات انسان گسترده است کافیست به همین نکته ظریف (گستردگی ساحت توجهات انسانی) دقت شود تا منابع و ابزار این گسترش کشف و به کار گرفته شود.

*غایت کمالی انسان، ساحتی بی نهایت دارد. به گزاف نگفته ایم اگر این حد را تا خدا (که بی نهایتِ مطلق است) فرض کنیم.

*جلوه و تجلی کمال بی نهایت، فنا شدن در سمع و بصر و اراده الهی است. همانطور که خودش فرموده: «تئ اطاعتم کن تا بشوم گوش تو، بشوم چشم تو.» در این حالت هیچ چیز انسان نمی بیند و نمی شنود مگر به اراده حق و از زاویه دیگر، چنان بنده برای خدا خالص می شود که سمع و بصر او تجلی گاه اراده حق می شود. در این مقام، چیزی نیست (از حقایق) که نبیند و چیزی نیست (از حقایق) که نشنود-به اذن الله-.

*نمونه عالی سفر عروجی و کمالی انسان، سفر معراج نبی مکرم انسان است. با همه کیفیاتش...(فرضا از جمله کیفیات آن این است که آن جا زمان و مکان به مفهوم مادی و طبیعی آن هیچ معنا و مفهومی ندارد و اینکه دست ملائک از وصول به آن حدِ نهایتِ مقامِ کمالی، کوتاه است.)

*در هر مرحله از کمال، الگو، سیره عملی انسانهای کامل است و نیز توسل به ایشان است و در سایه حکومت اوست که همه نوع بشر چنین فرصتی (کمال) میابند و معنای حقیقی انسان بودن را می فهمند لذا تلاش برای برقراری چنان حکومتی، از وظایف اصلی است.

*انسان مهمترین موضوع آفرینش است چرا که هدایت و سعادت و کمال او، هدف حضرت حق از خلق تمامی کائنات است.

*اینکه انسان جرم کوچکی نیست بلکه عالم بزرگتر در او در هم تنیده شده است، صرفا یک استعاره ادبی نیست. تأویل این سخن آن است که در حقیقت این انسان است که او را باید عالم اکبر دانست نه عالمی را که بیرون از وجود اوست. مفهوم بیرون و درون اینجا در هم می ریزد. در ظاهر، بشر جزئی از عالم هستی است اما در حقیقت، این عالم هستی است که آینه تحولات درونی بشر است.

*بر خلاف تفکر علمی جدید، آدم خود، مقصد و مقصود عالم است. اصلا دلیل خلق همه عالم، خلق انسان است.

نکات فوق تنظیم شده است بر اساس برداشتی از اندیشه نابِ «مهندس اسفندیار رحیم مشایی»، «دکتر محمود احمدی نژاد»، «شهید سید مرتضی آوینی»و «شهید آیت الله سید محمد حسین بهشتی»
موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۴/۰۵/۱۴

نظرات  (۵)

۱۵ مرداد ۹۴ ، ۰۹:۰۹ ماسال نیوز
موفق باشید
۲۱ مرداد ۹۴ ، ۱۸:۱۴ سعید ابراهیمی
دیگه قلمت شده مث احمدی نژاد.
واسه دور بعد انتخابات ثبت نام کن!
موفق و سربلند باشی داداش.
پاسخ:
لطف داری
۲۲ مرداد ۹۴ ، ۱۲:۱۸ hakamiyate.hasteyi@mail.com
https://hakamiyate.wordpress.com یک چند رسانه‌ای با موضوع خیانت هسته‌ای (دانلود در لینک بالا) hakamiyate.hasteyi@mail.com
پاسخ:
چی شد؟
۲۴ مرداد ۹۴ ، ۱۵:۴۶ سیاوش کیانی
موفق باشی
پاسخ:
ممنون برادر
همه فلسفه دنیا، حس زندان دنیاست...
پاسخ:
دقیقا بنده هم لحن این صدای شیوای مهندس هنوز توی گوشمه

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی