اسلام ناب--توحید کلمه

مبارزه، علم است(سخن کلیدی رهبری در دیدار خصوصی با دست اندرکاران خبرگزاری ایرنا در سال 73)

اسلام ناب--توحید کلمه

مبارزه، علم است(سخن کلیدی رهبری در دیدار خصوصی با دست اندرکاران خبرگزاری ایرنا در سال 73)

اسلام ناب--توحید کلمه
با سلام
کومونیست ها حرفهای بی ربط زیاد دارند،‌اما این یک جمله شان حرف درستی است که می گفتند:"مبارزه علم است." یعنی اول باید دوست و دشمن را درست شناخت، جبهه آنها را از هم تفکیک کرد،‌سپس مبارزه را آغاز کرد.(کلیدی ترین جمله رهبری در دیدار خصوصی با دست اندر کاران خبرگزاری جمهوری اسلامی در سال 73)
برای تشریح جمله بالا که رهبری عزیز از کومونیست ها آن را نقل کرده و همچنین جهت تعریف فلسفه وجودی این وبلاگ اشاره می کنم به گفتار زیر از معظم له در سال 88:
اگر بصیرت نداشته باشید، دوست را نشناسید، دشمن را نشناسید، یک وقت می بینید که آتش توپخانه تبلیغات شما و گفت و شنود شما و عمل شما، به طرف یک قسمتی است که آنجا، دوستان مجتمع اند نه دشمنان
***
و اما درباره محتویات این وبلاگ و مقالات و مطالب آن باید این نکته را متذکر شوم کلیه مطالبی که در این سایت مشاهده می کنید قالبا با ذکر منابعی همراه شده اما اساس و شالوده همه شان مبتنی بر برداشت های شخصی و تحلیلهای شخصی خود این حقیر می باشد. و لذا باید عنایت داشته باشید مطالب و مقالات نگارش شده در این فضا، ابداً و اصلا به صورت کپی-پیست از سایت ها و کتب مختلف نیست و ذکر منبع در ذیل مطالب این وبلاگ برای این است تا بدانید جرقه نوشتن مقالات مذکور از کجا در ذهن این حقیر زده شده است، فقط همین!!!
شادی روح شهدا، امام شهدا، صلوات....
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۱۲ بهمن ۹۵، ۱۳:۲۴ - WATING MUSLIM
    ++++
  • ۲۷ دی ۹۵، ۱۰:۰۸ - منتظر ....
    ممنون
  • ۲۷ دی ۹۵، ۰۸:۰۲ - منتـــظر المـهـدی۳۱۳
    تشکر
  • ۱۰ آذر ۹۵، ۱۲:۲۶ - WATING MUSLIM
    ++++
۲۲ آبان ۹۳ ، ۱۳:۴۲

راهبرد عقلانی انقلاب اسلامی



درود بی پایان بر پیامبران اولوالعزم چون ابراهیم بت شکن و موسای طاغوت برانداز و عیسای مسیح که اگر فرصت یافته بود، همانند آنان بود-امام راحل-

نه شرقی، نه غربی جمهوری اسلامی. بلی این شعار آن بزرگ مردی است که از صمیم جان برای احیاء حکومت الله در زمین تلاش نمود و مقدمات هدایت بشر عصر جدید را در جهان پایه ریزی کرد. و این شعار برنامه ایست برای همه تاریخ انقلاب اسلامی و سیاستی است بر مبنای ماهیت آن.

و اما مسئله این است، حال که نه شرقی هستیم و نه غربی، پس چه هستیم؟ تئوری بلوک شرق با همه پیشرفتهای متحیر کننده اش سرانجام دربرابر نظام لیبرال-دموکراسی غرب به زانو درآمد. فروپاشی زودهنگام آن، از پیش بینی های تاریخی معمارکبیر انقلاب اسلامی بود. معماری که انقلابی را هدایت کرد که جزیره ثبات ژاندارم آمریکا در منطقه را تحت سیطره خود درآورد. و اما حال ما مانده ایم و بلوک غرب.

عقلانیت صحیح در برخورد و تعامل با این سلطه گر چیست، سلطه گری که پس از فروپاشی شوروی خود را به عنوان قبله عالم در اذهان جهان معرفی کرده است و هر نظام و تشکیلاتی که خارج از معادله و در تقابل آن بخواهد حیات داشته باشد را محکوم به مرگ می داند؟

عده ای می گویند به غرب پناه ببریم و آنچه او می طلبد برایش فراهم آوریم و این بهترین راه است. چرا که در این صورت بدون زحمت خاصی وضعیت اقتصادی و معیشتی مطلوبی خواهیم داشت علاوه بر این می توانیم از امکانات و ابزار پیشرفته غربی بهره مند شویم.

عده دیگر اما می گویند نه اینکه هر آنچه قدرت های غربی تحمیل کردند بپذیریم بلکه تا آن اندازه که راضی شوند سلطه گریشان را بپیریم

عده ای دیگر نیز مطلقا مقاومت صفر تا صدی را پیشنهاد می کنند.

عقلانیت دسته اول البته نتیجه روشنی دارد. فروپاشی نظام فرهنگی- سیاسیِ مطابق با اراده ملی و هضم آن در نظام جهانیِ مسلّط . عقلانیت دسته دوم نیز همیشه در کشاکش تفاسیر گوناگون است چرا که هیچ وقت حد و مرز امتیاز دهی به زورگویان در عقلانیت آنها پایه ثابتی ندارد و نزدیک است که در صحنه عمل، کاملا مانند دسته اول عمل کنند زیرا که خواهند دید که هیچ وقت مسیر و روش روشن و متعادلی برای کسب رضایت سلطه گران یافت نخواهد شد و دائما با مطالبات خودخواهانه و زورگویانه تری از طرف ایشان مواجه خواهند شد و لذا نتیجه ای جز سردرگمی نخواهند داشت مگر آنکه به روش دسته اول تمسک جویند.

و اما دسته سوم که رویه شان جز در مواردی بسیار بسیار استثنایی- رویه مد نظر انقلاب اسلامی است نیز خالی از عقلانیت نیست. عقلانیت این تز مبتنی بر شناخت دقیقی است که از روحیه گردنکشان جهانی بدست آمده است. روحیه ای که قرآن معرف حقیقی آن است راضی نمی شوند مگر آنکه  از مرام و روش ایشان تبعیت کنی-. این عقلانیت آرمانی الهی از آن پشتیبانی می کند و جز آنان که ایمانی راسخ به وعده های الهی و حقانیت تحقق آنها دارند پیرو آن نیستند. این عقلانیت همان عقلانیتی است که انقلاب ما را در چاچوبی خارج از چارچوب های پوشالی و مادی غربی و شرقی تفسیر می کند.

البته شکی نیست که چنین تفسیری هزینه های بسیاری دارد اما... موسی تا آواره کوه و بیابان نشد نتوانست بنیان حکومت فرعون را از جا برکند و محمد تا در تنگنای شعب ابیطالب قرار نگرفت نتوانست انقلاب جهانی اسلام را به ثمر برساند...

اگر محمد (ص) از پس فشار های آن دوران، تسلیم در برابر قریش را می پذیرفت جز مرگ خودش یا مرگ نهضت، به سرمنزل دیگری نمی رسید...

البته ما مطمئنیم در همین شرایط نیز آنهاکه با روحانیت اصیل کینه دیرینه دارند و عقده ها و حسادتهای خود را نمی توانند پنهان سازند آنان را به باد ناسزا گیرند. ولی در هر حال چیزی که در سرنوشت روحانیت واقعی نیست، سازش و تسلیم شدن در برابر کفر و شرک است. که اگر بند بند استخوان هایمان را جدا سازند اگر سرمان را بالای دار برند، اگر زنده زنده در شعله های آتشمان بسوزانند اگر زن و فرزندان و هستی مان را در جلوی دیدگانمان به اسارت و غارت برند، هرگز امان نامه کفر و شرک را امضا نمی کنیم.-سید روح الله الموسوی الخمینی 10 تیر 1359-

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۳/۰۸/۲۲

نظرات  (۱)

انشاالله همین راهبرد در ادامه مد نظر همه ارادتمندان به خصوص خدمتگزاران این نظام الهی قرار گیرد که همانا راه رستگاری همه ماست.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی