اسلام ناب--توحید کلمه

مبارزه، علم است(سخن کلیدی رهبری در دیدار خصوصی با دست اندرکاران خبرگزاری ایرنا در سال 73)

اسلام ناب--توحید کلمه

مبارزه، علم است(سخن کلیدی رهبری در دیدار خصوصی با دست اندرکاران خبرگزاری ایرنا در سال 73)

اسلام ناب--توحید کلمه
با سلام
کومونیست ها حرفهای بی ربط زیاد دارند،‌اما این یک جمله شان حرف درستی است که می گفتند:"مبارزه علم است." یعنی اول باید دوست و دشمن را درست شناخت، جبهه آنها را از هم تفکیک کرد،‌سپس مبارزه را آغاز کرد.(کلیدی ترین جمله رهبری در دیدار خصوصی با دست اندر کاران خبرگزاری جمهوری اسلامی در سال 73)
برای تشریح جمله بالا که رهبری عزیز از کومونیست ها آن را نقل کرده و همچنین جهت تعریف فلسفه وجودی این وبلاگ اشاره می کنم به گفتار زیر از معظم له در سال 88:
اگر بصیرت نداشته باشید، دوست را نشناسید، دشمن را نشناسید، یک وقت می بینید که آتش توپخانه تبلیغات شما و گفت و شنود شما و عمل شما، به طرف یک قسمتی است که آنجا، دوستان مجتمع اند نه دشمنان
***
و اما درباره محتویات این وبلاگ و مقالات و مطالب آن باید این نکته را متذکر شوم کلیه مطالبی که در این سایت مشاهده می کنید قالبا با ذکر منابعی همراه شده اما اساس و شالوده همه شان مبتنی بر برداشت های شخصی و تحلیلهای شخصی خود این حقیر می باشد. و لذا باید عنایت داشته باشید مطالب و مقالات نگارش شده در این فضا، ابداً و اصلا به صورت کپی-پیست از سایت ها و کتب مختلف نیست و ذکر منبع در ذیل مطالب این وبلاگ برای این است تا بدانید جرقه نوشتن مقالات مذکور از کجا در ذهن این حقیر زده شده است، فقط همین!!!
شادی روح شهدا، امام شهدا، صلوات....
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۱۲ بهمن ۹۵، ۱۳:۲۴ - WATING MUSLIM
    ++++
  • ۲۷ دی ۹۵، ۱۰:۰۸ - منتظر ....
    ممنون
  • ۲۷ دی ۹۵، ۰۸:۰۲ - منتـــظر المـهـدی۳۱۳
    تشکر
  • ۱۰ آذر ۹۵، ۱۲:۲۶ - WATING MUSLIM
    ++++

اواسط ترم اخیر (نیم سال اول سال 93) طبق معمول سه سنبه ای بود و رفتیم در کلاس 104 دانشکده مدیریت و حسابداری  دانشگاه علامه طباطبایی نشستیم تا استاد بیاید و کلاس تشکیل شود و بالاخره آمد...

استاد طبق معمول ویدئو پروژکتور را روشن و دیتاشو را به سمت پایین کشید تا بتواند پاورپونت ها را برای ما نمایش دهد...

صفحه ای باز شد با تصویر دو خودکار. اولی بیک بود دومی را کسی نمی شناخت الان هم یادم نمی آید مارکش و برندش چه بود. مهم هم نیست، چیز دیگری می خواهم بگویم.

استاد پرسید: «اگر شما سرمایه دار بودید بر روی کدام یک از خودکارهایی که الان می بینید سرمایه گذاری می کردید و برایش چرخه تولید تشکیل می دادید؟»

هرکسی نظرش را گفت و دلایلش را هم آورد. یکی میگفت: «بیک، چون مشتری بیشتری دارد و نام آشناست» و دیگری می گفت: «آن یکی خودکار، چون محصول نُوی است فرم و قیافه جذابی هم دارد و آدم ها به محصولات بدیع، بیشتر رقبت نشان می دهند» و کس دیگری می گفت: «نه، اتفاقا چون محصول جدیدی است کمتر مورد استقبال قرار می گیرد، چون شناخت مشتریان از آن کم است»

بالاخره پس از کلی بحث کردن بر سر اینکه کدام یک ارزش سرمایه گذاری دارند، نهایتا استاد گفت: «اصلا خودکار دوم برای نوشتن نیست، ضمنا این خودکار خودکار دوم- نو و جدید نیست بلکه برای شماها نام آشنا نیست ولی برای مدیران و سرمایه داران.... . هدف اصلی تولیدکنندگان این خودکار تولید نوشت افزار نیست بلکه خلق و فروش پرستیژ است. قیمت این خودکار 3000000000 تومان است  و اساسا مقایسه این دو خودکار باهم مثل مقایسه خودکار با ساندویچ است. یعنی اصلا از لحاظ کارکردی این دو خودکار ربطی به هم ندارند. یکی برای نوشتن است دیگری برای پرستیژ و جامعه هدف تولیدکنندگان خودکار دوم غالبا مدیران و قشر سرمایه داران اند.»

وقتی استاد، فلسفه وجودی خودکار دوم را شرح داد در نظرم آمد که چه قدر غربیها و و به تبع آنها، بعضا مدیرانی در داخل کشور- در نفسانیت خود اسیراند و چه قدر درگیرفخر فروشی اند واینکه چه قدر این روش مدیران غربی با این توصیه حضرت امیر در نهج البلاغه متفاوت است که «سطح زندگی مدیران باید هم سطحِ سطح پایین ترین فردِ تحتِ مدیریت ایشان از لحاظ وضعیت معیشت و زندگی باشد.»

بعد از تشریح فلسفه وجودی خودکار دوم استاد خاطره ای از خود نقل کرد، گفت: «در چین بودیم به فروشگاهی رفتیم. جایی در آن فروشگاه کیف می فروختند. در آنجا کیفی دیدم با برندِ «LUISVITTEN»  که برایم نو و جدید بود. از فروشنده قیمت کیف را جویا شدم قیمتی را گفت که به پول ایران می شد معادل 45000000000 تومان. وقتی از او علت این قیمت را جویا شدم او نیز در جواب من همانی را گفت که الان در مورد آن خودکار به شما گفتم. گفت که ما اینجا کیف نمی فروشیم پرستیژ می فروشیم.»

با خودم گفتم: «لابد این هم برای همسران مدیران یا خانم های مدیر است!!!!!»

بعد از آن، تصویر دو ماشینِ «CAMRY» و «LEXSUS» را بر روی صفحه دیتاشو نمایش داد و گفت: «هزینه تولید هر دوی این ماشینها که توسط شرکت «TOYOTA» تولید می شوند تقریبا یکی است اما قیمت فروش اولی تقریبا نصف دومی است. علت این است که مزیت رقابتی اولی به قیمت اش است ولی دومی به پرستیژی که تولید می کند و دومی بیشتر مخصوص مایه داران است و بیشتر جنبه افزایش احترام و اعتبار دارد»

بگذریم. از مباحث مربوط به خرید و فروشِ فخر در غرب می گذریم و نیم نگاهی هم به اصول کلاه برداری به سبک غربی (که البته مطالعه موردیش ایران است ) می اندازیم.

استاد پس از صحبت از آن دو محصول شرکت «TOYOTA»  سخن از شرکت گلرنگ گفت. «تمامی بِرَندهای اویلا، فامیلا، اوه و سافتلن همه زیر نظر شرکت گلرنگ کار می کنند، شرکت هایی تولیداتشان تک محصولی نیست، در سراسر دنیا محصولاتشان را با برند دیگری به بازار عرضه می کنند که اگر ذهنیت مشتریان نسبت به برند اولیه شان منفی باشد لااقل در بواسطه سایر برندهاشان بخشی از جامعه مشتریان خود را که احتمال ریزش دارند حفظ و یا احتمالا مشتریان جدیدتری جذب کنند، علاوه بر آن وقتی شرکت ها بخواهند کیفیت یا قیمت محصول خود را موقتا بالا و پایین کنند تا اثرپذیری آن بر روی مشتریان را امتحان کنند، از برند جدیدی استفاده می کنند مثلا کاری که گلرنگ کرده است، و محصول اوه را بیرون داده است بدون آنکه کسی از نسبت میان آن برند و برند گلرنگ آکاهی داشته باشد.»

خودتان مستحضرید که چه فریبکاری ظریف و صد البته خبیثانه ای پشت این برندبازی هاست.

کلام آخر استاد که بعد از آن هم زمان کلاس تماس شد، مربوط بود به رابطه بانک آینده و بانک تات که چند سال پیش در همان اوان تاسیس، فروپاشید و منحل شد. استاد در این باره این طور توضیح داد: «برندِ آینده، همان نام جدید بانکِ تات می باشد که پس از فروپاشی، مدیران آن در پی تاسیس مجدد بانک برآمدند اما با نامی جدید تا ذهنیتهای منفی نسبت به نام قدیمی اش، باعث ممانعت از جلب مشتری برای آن نشود»

منبع: «سخنانِ» استادِ متین، «محمد مهدی ایزد خواه» در کلاس درس.

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی