اسلام ناب--توحید کلمه

مبارزه، علم است(سخن کلیدی رهبری در دیدار خصوصی با دست اندرکاران خبرگزاری ایرنا در سال 73)

اسلام ناب--توحید کلمه

مبارزه، علم است(سخن کلیدی رهبری در دیدار خصوصی با دست اندرکاران خبرگزاری ایرنا در سال 73)

اسلام ناب--توحید کلمه
با سلام
کومونیست ها حرفهای بی ربط زیاد دارند،‌اما این یک جمله شان حرف درستی است که می گفتند:"مبارزه علم است." یعنی اول باید دوست و دشمن را درست شناخت، جبهه آنها را از هم تفکیک کرد،‌سپس مبارزه را آغاز کرد.(کلیدی ترین جمله رهبری در دیدار خصوصی با دست اندر کاران خبرگزاری جمهوری اسلامی در سال 73)
برای تشریح جمله بالا که رهبری عزیز از کومونیست ها آن را نقل کرده و همچنین جهت تعریف فلسفه وجودی این وبلاگ اشاره می کنم به گفتار زیر از معظم له در سال 88:
اگر بصیرت نداشته باشید، دوست را نشناسید، دشمن را نشناسید، یک وقت می بینید که آتش توپخانه تبلیغات شما و گفت و شنود شما و عمل شما، به طرف یک قسمتی است که آنجا، دوستان مجتمع اند نه دشمنان
***
و اما درباره محتویات این وبلاگ و مقالات و مطالب آن باید این نکته را متذکر شوم کلیه مطالبی که در این سایت مشاهده می کنید قالبا با ذکر منابعی همراه شده اما اساس و شالوده همه شان مبتنی بر برداشت های شخصی و تحلیلهای شخصی خود این حقیر می باشد. و لذا باید عنایت داشته باشید مطالب و مقالات نگارش شده در این فضا، ابداً و اصلا به صورت کپی-پیست از سایت ها و کتب مختلف نیست و ذکر منبع در ذیل مطالب این وبلاگ برای این است تا بدانید جرقه نوشتن مقالات مذکور از کجا در ذهن این حقیر زده شده است، فقط همین!!!
شادی روح شهدا، امام شهدا، صلوات....
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۱۲ بهمن ۹۵، ۱۳:۲۴ - WATING MUSLIM
    ++++
  • ۲۷ دی ۹۵، ۱۰:۰۸ - منتظر ....
    ممنون
  • ۲۷ دی ۹۵، ۰۸:۰۲ - منتـــظر المـهـدی۳۱۳
    تشکر


[عده ای نزد اما صادق آمده و گفتند: "یا ابن رسول الله! تفاوت امر و اراده الهی چیست؟"

حضرت فرمود :"بلند شوید و بروید اینها برای دینتان ضرر دارد"

آن عده اصرار کردند و باز حضرت همان جواب قبلی را داد.

آن عده گمان کردند چون صحابه حضور دارند حضرت چیزی نمی گوید لذا صبر کردند تا کمی خلوت شود.

صبر کردند تا اطراف امام خلوت شود. خلوت شد و مجددا سوال خود را مطرح کردند و باز همان جواب را از امام شنیدند.

اینبار با اصرار بیشتری از امام خواستند تا تفاوت امر و اراده الهی را تشریح کند.

امام در جواب فرمود: "آن موقع که خدا به شیطان دستور داد تا به آدم سجده کند و به آدم دستر داد تا از آن شجره خبیثه میل نکند، در واقع به هر دوی ایشان امر کرد اما از طرفی اراده کرده بود که شیطان سجده نکند و آدم نیز از آن میوه بخورد"

آن عده با حیرت فراوان گفتند:"یا ابن رسول الله! خوب اینگونه که هیچ تضمینی ندارد ما دیندار بمانیم؟" و امام در جواب فرمودند:"نگفتم برای دینتان ضرر دارد و از خیر این سوال بگذرید؟ ادامه دارد ادامه اش را بشنوید. ما خود نیک می دانید که شیطان رو به خدا کرد و گفت چون مرا اغوا کرده ای قسم می خورم که بندگان تو را فریب دهم و گمراه کنم. شیطان با علم به اینکه امر الهی به او، یک چیز بود ولی اراده الهی درباره او چیز دیگر، به خدا چنین گفت که مرا فریب داده ای و در واقع بی ادبی کرد و اما باز می دانید که آدم نیز می دانست امر الهی به او به آنچه خدا درباره او اراده کرده است یکی نیست ولی ادب کرد و راه توبه پیش گرفت. بگذارید تا به شما بگویم که حتی ادب آدم هم به اراده حق بود و بی ادبی شیطان نیز به اراده حق"]

تا یک روز بعد از خواندن روایتی که در بالا نقل شد سخت متحیر بودم تا به این سخن از امام راحل برخورد کردم که فرموده بود: "انسان باید خود را تحت تربیت الهی قرار دهد و اگر چنین کرد هدایت او تضمین شده است و اگر اسیر رذائل نفسانی خود باقی بماند تا آخر عمر تحت سلطنت و تربیت نفس اماره خود (و در رده بالاتر، شیطان) خواهد بود."

با توجه به این سخن امام ره تنها راهی که توانستم برای توجیه و هضم و باور روایت بالا برای خودم بیابم این بود که شیطان اسیر کبر بود ولی آدم به سبب خشوع و خضوع خود، تحت تربیت الهی و دستگیری الهی قرار گرفته بود.

برای تکمیل این بحث بهتر این به نظرم رسید که مطابق آنچه از امام بزرگوار آموخته ام بگویم:

علم و معرفت نسبت به حقیقت انسان کلید فهم فقر ذاتی انسان نسبت به خدا، خضوع دربرابر او و سرآغاز رسیدن به توحید است، چرا که اساسا جز از مسیر شناخت انسان، فهمِ بودنِ وجود مطلقی به نام الله امکان ناپذیر است و از طرفی جهل نسبت به حقیقت مذکوره، سر آغاز کبر و اسارت در هواهای نفسانی است که عین شرک است، چرا که کسی که تکبر داشته باشد و اسیر کبر نفس خود باشد تحقیقا از دو حالت عمده خارج نیست:

        الف) یا اینکه کافر است و اصلا به الله اعتقادی ندارد و به جای او فرمانبردار نفس خود است فلذا مشرک به معنای روشن کلمه است

ب‌)  و یا اینکه معتقد به ادیان الهی است ولی بدلیل اسارت در تکبر نفسانی خویش در واقع در کنار خدا از نفس خود هم فرمانبرداری می کند و به معنای خفی کلمه، مشرک است.

فی الجمله اینکه هر طور شده بایستی خود را تحت تربیت حق (سبحانه و تعالی) درآوریم چرا که چاره ای جز این نداریم. باید خود را چنان لایق کنیم تا حق اراده اش بر این قرار بگیرد که خودش تربیتمان را بدست گیرد، که این بهترین راه وصول به مقام توحید است.

منبع: سخنانِ «استاد یوسفعلی میرشکاک» در «سلسله مباحث تاریخ انبیا» و کتاب «شرح حدیث جنود عقل و جهل» اثر «سید روح الله الموسوی الخمینی» و سخنان «مهندس اسفندیار رحیم مشایی» در «همایش ایرانبان خارج از کشور» سال 89


نظرات  (۲)

۱۵ اسفند ۹۳ ، ۱۸:۵۷ سعید ابراهیمی
سلام عزیز....
دست حق همراهت
موفق و پیروز باشی...
پاسخ:
نظر لطفتان است
البته بهتر بود وارد این بحث اصلا نمی شدید. ما نمی توانیم معنای رابطه خالق با مخلوق را درک کنیم. لهذا کلماتی مانند امر و اراده را همواره با آن معنایی که بین انسانها رایج است مقایسه می کنیم و کمراه می شویم.
در واقع اینکه اراده خدا بود که آدم از میوه ممنوعه بخورد یا شیطان نافرمانی کند هیچ منافاتی ندارد با اینکه هم آدم و هم شیطان اختیار داشتند که خلاف این رفتار را انجام دهند و اگر شیطان به آدم سجده هم می کرد باز هم اراده خدا بود!
کما اینکه اینکه شما آن مطلب را نوشتید یا من دارم این جملات را می نویسم فقط به اراده خدا است. اما چطور؟
برای اینکه رابطه خالق و مخلوق را خداقل به صورت ذهنی تجسم کنیم بیایید به موردی دقت کنیم که انسان در آن خالق است و مخلوقش همین شرایط را دارد:
بازی های کامپیوتری!

حتما بازی های رایانه ای تا الان انجام داده اید. ظاهرا با یک شخصیت در رایانه طرف هستید که اختیار دارد مثلا بالا و پایین بپرد و به چئ و راست و برود و بکشد و بخورد و نظیر اینها مگر نه؟ ضمنا اختیار دارد در بعضی صحنه ها حرکاتی بکند که بسوزد و یا برعکس بازی را ببرد!
در اینحا این شخصیت کامپیوتری اختیار دارد. اما:
همه حرکات این شخصیت همه را آن برنامه نویسی ایجاد کرده است که برنامه را نوشته است! اکر آن برنامه نویس دستوری را برای پریدن و حرکت کردن آن شخصیت ننوشته بود و یا امتیاز و یا مثلا آتش جلوی راهش ایجاد نکرده بود، خود آن شخصیت هی کاری از او ساخته نبود!
رابطه نویس با همه حرکات آن شخصیت از نوع اراده است. هر کاری آن شخصیت انجتام بدهد بر اساس اراده برنامه نویس است و دستوراتی که به کامپیوتر داده است!
لیکن امر برنامه نویس این است که آن شخصیت با اختیاراتی که دارد مسیری را برود که نسوزد و امتیاز بگیرد و بازی را ببرد!!
حالا اکر شخصیت برخلاف امر برنامه نویس کاری انجام دهد، اما بر خلاف اراده او کاری انجام نداده است! خودش است که می سوزد و گیم آور می شوید!

البتهخ تشبیه رابطه خلقت خدا با برنامه نویسی کامل نیست و قیاس مع الفارق است ، اما برای تقریب به ذهن و نشان دادن تفاوت امر و اراده بهترین مثال است که الان ما داریم. در صدر اسلام نمی شد با این مثال این مطلب را توضیح داد!
پاسخ:
با سلام از مشارکت حضرت عالی ممنون ام اما بنده این حدیث ثقیل برایم بسیار سنگین بود که توسط حرف امام برایم توجیه شد و جای هیچ شک و شبهه ای برایم باقی نگذاشت

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی